ضمن بزرگداشت اربعين حسينی فرارسيدن بهار طبيعت ونوروز باستانی را تبريک عرض
نموده بهروزی وسعادت همه ی هموطنان عزيز را از خداوند منان خواستارم.
سيد محمد رضا موسوی زاهد
نقش زبان در پيشرفت وتکامل آدمی:
اگر نقش بيان را در تكامل و پيشرفت زندگي انسان ها و پيدايش و ترقي تمدن ها در نظر
بگيريم ، يقين خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود هرگز انسان
نمي توانست تجربيات و علوم خود را به سادگي از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد و باعث پيشرفت علم و دانش و تمدن و دين و اخلاق گردد و اگر يك روز اين نعمت بزرگ از انسان ها گرفته شود ، جامعه ي انساني به سرعت راه قهقرا را پيش خواهد گرفت .[1]
در تاثير بيان نمونه هاي مختلفي در داستان ها و روايات ذكر شده است كه به طور مثال مي توان به قصه هاي هزار و يك شب شهرزاد كه در آن به واسطه ي تاثير سخن و بيان شهرزاد حاكم وقت تحت تاثير شگفت انگيزي قرار گرفته بود ، اشاره نمود .[2]
نكته :
انكار نعمت بيان استفاده ناصحيح از زبان و گفتن سخنان لغو و بيهوده و مبادرت به انجام گناه توسط زبان از جمله دروغ ، غيبت ، تهمت و ... مي باشد .
و نيز در روايات اهل بيت (ع) در رابطه با زبان و زيان ها و خطرات غير قابل جبرانش مطالب بسيار سودمند بيان نمودند كه در ذيل به دو نمونه آن اشاره مي شود .
پيامبر اكرم مي فرمايند :
فتنه ي زبان شديدتر از ضربت شمشير است .
تيزي زبان دردناك تر از تيزي نيزه است .
به همين منظور اولياي الهي به خاطر شرور و فتنه هاي زبان صمت و سكوت را در مواردي كه لازم مي دانستند برابر با فرمان هاي حق شعار خود قرار مي دادند و از بيجا گفتن و بيهوده بافتن و كلام باطل و هر سخني كه مورد پسند حق نبود خودداري مي كردند .
ديوان نغز و زيباي شعراي پارسي گوي نيز لبريز از حكايات ، اشعار ، حكايات شيرين و گوناگون در اين زمينه است كه اشاره به همه ي آن ها حوصله ي اين مقوله را نشايد ولي به طور مختصر به كلام سعدي اشاره مي كنيم كه گفته است :
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
[1]- برگزيده تفسير نمونه – سايت اينترنتي آويني
[2] - مباحث قرآني – استاد مير سعيدي
علمه البيان {
و بيانش آموخت
اين آيه به يكي از مهم ترين نعمت ها بعد از نعمت آفرينش انسان يعني (( بيان )) اشاره كرده است . بيان از نظر مفهوم لغت معني گسترده اي دارد و به هر چيزي گفته مي شود كه مبين و آشكار كننده چيزي باشد . بنابر اين نه فقط نطق و سخن را شامل مي شود كه حتي كتابت و خط و انواع استدلالات عقلي و منطقي كه مبين مسائل مختلف و پيچيده است همه در مفهوم بيان جمع است . هر چند كه شاخص اين مجموعه همان سخن گفتن است .[1]
مقدار دخالت اين نعمت يعني نعمت سخن گفتن در زندگي انسان حاجت به بيان ندارد . چون همه مي دانيم زندگي آدميان اجتماعي و مدني است و اين زندگي در آغاز پيدايش بشر صورت نگرفت و به ترقي و تكامل امروزيش نرسيد ، مگر از همين راه كه براي هر چيزي نامي نهاد و به اين وسيله باب تفهيم و تفهم ، فهميدن و فهماندن را به روي خود بگشود و اگر اين نبود هيچ فرقي ميانه ي او و حيوان بي زبان نبود ، زندگي او نيز مانند حيوانات جامد و راكد مي ماند . [2]
سيستم سخن گفتن به شيوه ي ذيل مي باشد :
ريه هوا را در خود جمع مي كند و آن را تدريجا از حنجره بيرون
مي فرستد .
تارهاي صوتي براي ايجاد صداهاي كاملا متفاوت به صدا در مي آيد .
اين صداها با كمك زبان و لب ها و دندان ها و فضاي دهان حروف الفبا را با سرعت و ظرافت خاصي به وجود مي آورند .
شايان ذكر است انسان بر اثر پيشرفت فكري لغات گوناگون براي انواع نيازهاي مادي و معنوي اش وضع مي كند و عجب اين كه هيچ گونه محدوديتي براي انسان در وضع لغات نيست و تعداد
زبان هاي موجود در دنيا به قدري زياد است كه دقيقا نمي توان آن ها را احصا نمود .[3]
بيان همان اسم اعظم است كه به وسيله ي آن همه چيز دانسته مي شود .
امام رضا (ع) نيز فرموده اند منظور از (( الرحمن * علم القرآن )) اين است كه خداوند قرآن را به پيامبر (ص) تعليم فرمود و منظور از (( خلق الانسن )) آفرينش امير مومنان علي (ع) و منظور از
(( علم البيان )) بيان تمام اموري است كه مردم به آن نيازمندند .
انواع انسان شناسی
پس از بيان ديدگاه هاي موجود پيرامون انسان شناسي به چهار نوع مختلف انسان شناسي اشاره مي نماييم :
الف – انسان شناسي ديني كه تصوير انسان را از بطن دين خارج مي كند ، چون مبتني بر وحي است .
ب- انسان شناسي فلسفي كه از طريق استدلال و براهين عقلي اين كار انجام مي شود .
ج- انسان شناسي تجربي كه از طريق مطالعاتي در ميدان تجربه به اين مهم دست مي يابد و در سه شاخه ي مجزا با عناوين فرهنگي ، فيزيكي و اجتماعي قابل بيان است .
د- انسان شناسي عرفاني كه با شيوه اي شهودي دنبال شناخت انسان است .
از ميان روش هاي فوق به امتيازات انسان شناسي ديني اشاره مي كنيم . اين امتيازات عبارتند از :
تقدم و تاخر آن در گستره اي فراتر از زمان و مكان
مي باشد .
انسان شناسي ديني جايگاه انسان را در مجموعه ي خلقت مشخص مي كند و اين در حالي است كه ساير انسان شناسي ها به اين موضوع نمي پردازند .
انسان شناسي ديني ويژگي هايي براي انسان قائل است :
1- اولين ويژگي انسان خليفه الله بودن وي است .در انسان صفاتي وجود دارد كه منحصر به فرد انسان است از قبيل خلاقيت كه در ساير موجودات وجود ندارد . به همين منظور است كه انسان بالاتر از ساير مخلوقات مي باشد .
2- دومين ويژگي انسان دارا بودن روح الهي است و آياتي بسيار روشن گر اين موضوع مي باشد .
3- خلقت انسان بيهوده نيست و در آن حكمت وجود دارد .
انسان ها مسافراني هستند كه از خدا و خلقت الهي سرچشمه گرفته و به پايين ترين عالم آمده اند و دوباره بر مي گردند و به آن جا مي رسند .
معناي خليفه الهي و معناي روح الهي در درون ما بيانگر اين مطالب مي باشد .
چه زيبا مولوي در اين زمينه سروده است كه :
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم
نكته :
در سه آيه ي اول بحث، به دو نعمت بزرگ خدا يعني تعليم قرآن و خلقت انسان اشاره گرديد . چنانچه انسان ها موارد ذيل را انجام دهند به نوعي تكذيب و انكار اين نعمت ها را نموده اند :
1- نافرماني از خدا
2- عدم توجه به قرآن و كاربرد عملي آن در زندگي
3- عدم توجه به اهداف آفرينش آدمي
ضرورت انسان شناسی از ديدگاههای مختلف:
در سلسله مقالات اينترنتي پودمان خانواده با عنوان انسان شناسي در اسلام به چهار ديدگاه اشاره شده است :
1- ديدگاه فلاسفه و متفكران :
سقراط مي گويد خود را بشناس . او اولين فيلسوف در تاريخ فلسفه ي غرب است كه به موضوع خود شناسي پرداخته و مايه ي شناخت همه چيز را شناخت انسان مي داند .
2- ديدگاه شعرا :
در اين ميان به مولانا جلال الدين بلخي معروف به مولوي اشاره مي كنيم كه در شاه بيت معروف خود مي گويد :
روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
ز كجا آمده ام ، آمد نم بهر چه بود
به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم
وي پاسخ به اين سوال را انسان شناسي مي داند . به عبارت ديگر اگر آدمي بشناسد كه از كجا آمده و به كجا خواهد رفت و هدف خلقتي او چه بوده بر گوهري گرانقدر دست يافته است .
3- ديدگاه قران :
قرآن در بسياري از آيات خود بر اين نكته اشاره دارد . از جمله آيه 105 سوره مائده كه
مي فرمايد : ((اي كساني كه ايمان آورده ايد بر شما باد خودتان هر گاه شما هدايت يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زياني نمي رساند . بازگشت همه به سوي خداست .))
4- ديدگاه ائمه معصومين (ع) :
از ميان سخنان بسيار ائمه ي اطهار به گفتارهايي از مولي الموحدين حضرت علي (ع) اشاره
مي نماييم :
لا معرفه كمعرفتك نفسك
هيچ معرفتي ارزشمند تر از معرفت تو نسبت به خودت نيست .
هر كس خود را بشناسد به سعادت بزرگي رسيده است .
آفرينش انسان (قسمت دوم)
با عنايت به عظمت خلقت آدمي ضرورت شناخت انسان و به عبارت ديگر انسان شناسي ضرورتي اجتناب ناپذير مي نمايد . لذا در قسمت هاي آتي به ديدگاه هاي مختلف در اين زمينه پرداخته شده است .
آفرينش انسان
در اين جمله از ميانه ي همه ي مخلوقات نخست خلقت انسان را ذكر كرده ، انساني كه در آيات بعد خصوصيت خلقتش را بيان نموده ( خلق الانسن من صلصال كالفخار) و اين به خاطر اهميتي است كه انسان بر ساير مخلوقات دارد . [1]
از كلام حضرت علامه طباطبايي (ره) اينگونه برداشت مي شود كه مقدم داشتن خلقت انسان بر ساير مخلوقات به دلايل ذيل باشد :
انسان يكي از عجيب ترين مخلوقات الهي است . و يا بهتر بگوييم از تمامي مخلوقات عجيب تر مي باشد .
مقايسه ي خلقت انسان با ساير مخلوقات به خوبي بر عجيب بودن خلقت آدمي دلالت
مي نمايد .
تعليم قران به آدمی
آغاز شمارش نعمت هاي الهي است و از آنجايي كه قرآن كريم عظيم ترين نعمت هاي الهي بود و در قدر و منزلت مقامي رفيع تر از ساير نعمت ها داشت ، لذا آن را جلوتر از ساير نعمت ها قرار داد و تعليم آن را حتي از خلقت انس و جن نيز كه قرآن براي تعليم آنان نازل شده جلوتر ذكر كرد . [1]
الرحمن علم القرآن خلق الانسان
همان رحمان * كه قرآن تعليم كرد .* انسان بيافريد
كلمه (( رحمن )) صيغه ي مبالغه از رحمت است و بر بسياري رحمت دلالت مي كند . رحمت به وسيله ي بذل نعمت .[1] نام (( رحمن )) پس از نام ((الله )) گسترده ترين مفهوم را در ميان نام هاي پروردگار دارد . زيرا مي دانيم خداوند داراي دو نوع رحمت است : ( رحمت عام ) و ( رحمت خاص )كه نام ((رحمن )) اشاره به رحمت عام اوست كه همگان را شامل مي شود و نام (( رحيم )) اشاره به رحمت خاص اوست كه مخصوص اهل ايمان و طاعت است . [2]
بعضي از مفسرين گفته اند نام ((رحمن )) از اسامي خاص به خداي تعالي است . و غير خدا را
(( رحمن )) نمي نامند . به خلاف نام ((رحيم )) و (( راحم )) كه بر ديگران نيز نهاده مي شود .[3]
دو ويژگي بزرگ (( رحمن )) عبارت است از :
1- تعليم قرآن به بشريت :
كه در اين جريان خدا ، ((معلم)) ، انسان كامل، ((پيامبر اسلام ))، كتاب درسي ((قرآن)) ، موضوع درسي (آن چه بشر نياز دارد) و ابزار تعليم و تربيت، ((محبت و دوستي)) است .
شايان ذكر است آدمي در قرآن با سه واژه نام برده شده :
انسان ، كه مقصود از اين واژه ابعاد جسمي و روحي آدمي است .
بشر ، كه مراد بعد جسمي آدمي مي باشد .
آدم ، كه مقصود گل سرسبد آفرينش يعني حضرت آدم ابوالبشر
مي باشد .[4]
[1]- الميزان – جلد 37 – صفحه 189
[2]- برگزيده تفسير نمونه – سايت اينترنتي آويني
[3]- الميزان – جلد 37 صفحه 189
[4]- مباحث قرآني – استاد ميرسعيدي
عروس القران
بر اساس خصوصيات سوره هاي قرآن از سوي ائمه ي اطهار، مفسرين و ... هر كدام از سوره ها با نام و يا صفتي خاص ناميده شده اند و سوره ي الرحمن نيز از اين قائده مستثني نمي باشد .
از حضرت رسول اكرم (ص) مروي است كه : ![]()
لكل شي ء عروس و عروس القرآن سوره الرحمن
براي هر چيزي عروسي و جلوه گاه حسني است و عروس قرآن سوره الرحمن مي باشد .
حديث مذكور از امام موسي الكاظم (ع) از اباء گراميش نقل شده است .[1]
فوايد آشنايي با نعمت هاي پروردگار :
ضمن بيان و آشنايي با نعمت هاي الهي به قدرت خداوند پي مي بريم . زيرا پروردگار
در ذكر نعمت ها قدرت نمايي نيز نموده و بيان نعمت ها يادآور قدرت الهي است .
شناخت و ذكر نعمت هاي ايزد اميد بخش است و انسان اميدوار به زندگي با ديد مثبت و خوش بينانه مي نگرد . لذا شاد و خرسند است .
-[1] مباحث قرآني - استاد ميرسعيدي




