نتيجه بحث احسان
1- قاعده احسان در برابر احسان يك قانون عمومي در منطق قرآن است كه خدا ، خلق و همه ي بندگان را شامل مي شود .
2- طرف احسان بنده خداوند كريمي است كه امواج رحمتش سرتاسر عالم هستي را فرا گرفته و اكرام و انعامش شايسته ي ذات اوست نه هم وزن اعمال بندگان .
3- بايد در برابر احسان و نيكي ديگران ما نيز نيكي كنيم .
4- يكي از فلسفه هاي قيامت اجراي عدل و جزاي احسان ها است .[1]
احسان خدا به بنده نعمت است
در ادامه آيه خداوند از بندگان اقرار مي گيرد كه كدامين نعمتهاي پروردگارتان را انكار مي كنيد؟
چرا كه اين قانون يعني جزاي احسان به احسان خود نعمتي است بزرگ از نا حيه خداوند بزرگ ونشان مي دهد كه پا داش اودر برابر اعمال بندگان نيز در خور كرم اوست،نه در خور اعمال آنها تازه اگر آنها عملي دارند واطاعتي مي كنند آن هم به توفيق ولطف خداست وبركاتش نيز به خودشان مي رسد.[1]
بحث روايتی
در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم كه فرمودند:
آيه اي در قران است كه عموميت وشمول دارد .
راوي مي گويد: عرض كردم كدام آيه است؟ فرمودند: اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:
هل جزاء الاحسان الا الاحسان
احسان در قران
از بررسي آيات قرآن پيرامون واژه ي احسان موارد ذيل مستفاد مي شود :
1- خداوند نسبت به بندگان خود احسان مي كند .
ان الله لذوفضل علي الناس (( بقره 243))
2- احسان خداوند وسيع است .
والله واسع عليم (( بقره 247 ))
3- خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان دارد .
ولكن الله ذوالفضل علي العالمين (( بقره 251 ))
4-خداوند به عدل و احسان و نيكي به نزديكان فرمان مي دهد .
ان الله يعمر بالعدل و الاحسان و ايتاي ذي القربي (( نحل 90 ))
5-خداوند به احسان در مورد چهار دسته امر مي كند : والدين ، نزديكان ، ايتام و مساكين وبالوالدين احسانا و ذي القربي واليتاما و المساكين (( بقره 83 ))
البته در آيه ي 36 سوره نسا دامنه احسان را فراتر از چهار دسته ي مذكور بيان فرموده است .
6- پروردگار به احسان به والدين تاكيد نموده كه نمونه هايي از آن در آيه ي 151 انعام ، 23 اسراء و 15 احقاف مشاهده مي گردد .
7-احسان موجب رضايت الهي مي شود .
والذين اتبعوهم بالاحسن رضي الله عنهم و رضوا عنه (( توبه 100 ))
8- ترسيم پاداش و احسان با احسان الهي
هل جزاء الاحسان الي الاحسان (( الرحمن 60 ))احسان چيست؟
احسان به معني نيكي ، بخشش و انعام است . راغب در مفردات مي گويد : احسان فراتر از عدل است زيرا در عدل انسان حق ديگران را پرداخته و حق خود را مي ستاند . ليكن احسان آن است كه انسان بيش از حق ديگران به آن ها بدهد و كمتر از حق خود بستاند . عدل واجب و احسان مستحب است .
شيخ طبرسي مي گويد احسان يعني نفع نيك رساندن به ديگران . كسي كه همه ي طلب خود را مي ستاند كارش نيك است ولي محسن شمرده نمي شود .در آيه ي 195 بقره احسان در پي امر به انفاق آمده است . يعني اتفاقي ارزشمند محسوب مي شود كه با احسان همراه باشد و به نيكوترين وجه صورت گيرد . بر همين اساس انفاق هايي كه مايه ي تحقير دريافت كننده آن شود ، پيام مطلوب ندارد .[1]
استفهام انکاری
آيه ي ( هل جزاء الاحسان الاالاحسان ) يك استفهام انكاري است و مي خواهد احساني را كه خدا با دادن دو بهشت به اولياي خود كرده بود و نعمت هاي گوناگوني كه در آن بهشت ها قرار داده بود تعليل كند و بفرمايد علت اين احسان ها آن بود كه ايشان نيز اهل احسان بودند . يعني با ترس از مقام پروردگارشان هر چه مي كردند احسان بود . البته از اين آيه ي شريفه تنها اين مقدار استفاده مي شود كه احسان بنده بدون تلافي و جبران نيست . خداوند پاداش آن را به احساني نظير آن
مي دهد . و اما نكته ي ديگري كه از ساير آيات استفاده مي شود كه احسان خدا بيش از احسان بنده است و اضافه بر جزاي اعمال اوست . در اين آيات متعرضش نشده مگر اين كه بگوييم احسان از ناحيه خداي تعالي وقتي تمام مي شود كه بيشتر از احساني باشد كه محسنين و نكوكاران در راه او مي كنند . پس جمله ي ( الاالاحسان ) دلالت بر اين زيادتي هم دارد .[1]
نعمتهای معنوی بهشت
لذات باطني ، عرفاني و روحاني بهشت از ديگر نعمت هايي است كه خداوند به مومنين و محسنين درجه ي اول ( مقربين) و محسنين درجه ي دوم ( اصحاب يمين ) عطا مي كند .
از آيات قرآن 26 نعمت معنوي مستفاد مي شود .
1. عبور از جهنم ، ديدن اهل دوزخ و گذشتن از جهنم :
اينان به خاطر عذاب نشدن لذت مي برند و خدا را سپاس گزاري مي كنند . شايان ذكر است جهنم كساني را كه قابليت جذب شدن دارند ، به درون خود مي كشد .
2. آمدن بهشت به سوي المتقين
و ازلفت الجنه المتقين
بهشت به سراغ آنان مي رود و از ايشان استقبال مي كند .
3. درهاي بهشت به روي مومنين باز است و معطلي ندارند .
بر عكس دوزخيان كه بايد براي رسيدگي و ورود به جهنم ساعاتي چند معطل بمانند . آيات آخر سوره ي زمر مويد اين موضوع است .
4. در بدو ورود به بهشت ماموران بهشتي كه در راس آن ها جناب رضوان است به استقبال آنان
مي آيند و ندا سر مي دهند :
سلام عليكم طبتم
5. ابلاغ سلام پروردگار به اهل بهشت توسط رضوان
سلام قول من رب الرحيم
6. وقتي وارد مي شوند و آن همه نعمت هاي الهي را مي بينند مي گويند : اگر خدا ما را هدايت
نمي كرد ما لياقت بهشت نمي يافتيم .
الحمدالله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله
7. از چشمه اي كه در ابتداي بهشت قرار دارد به نام كوثر به بهشتيان تعارف مي كنند . خاصيت آب اين چشمه زايل شدن هر نوع خستگي ، نگراني ، كينه و حسادت احتمالي و دلسوزي براي دوزخيان مي باشد .
8. گروهي از ملائكه به بهشتيان مژده مي دهند خوف و حزني در اين جا نيست .
لا خوف عليكم و لا انتم تحزنون
9. توسط ملائكه مژده مي دهند كه شما در اين جا جاودانيد .
10. لغو ، دروغ و گناه در آن جا وجود ندارد .
لا يسمعون فيها لغوا و لا تاثيما
11.
12. همه به منتهاي آرزوي خود مي رسند .
13. امنيت به معناي تام كلمه در آن جا حكمفرماست .
ان المتقين في مقام الامين
14.
اخوانا متقابلين
15. روبروي هم نشسته اند و از ديدن يكديگر لذت مي برند.
علي سرر متقابلين
16. همه شاد و دل خوشند .
فرحين من اتاهم الله من فضله
17. همه ذكر واحدي دارند كه عبارت است از :
سلام ، الحمدالله ، سبحان الله
شايان ذكر است همه ي كلمات در قيامت از بين مي رود به جز سه كلمه فوق الذكر
18. تكريم شخصيت بهشتيان به حد اعلا صورت مي پذيرد .
اولئك في الجناه المكرمون
19. همنشيني با اوليا و دوستان خدا همانند پيامبر ، ائمه معصومين و غيره
و چه نعمتي از ديدار آنان بالاتر كه به حق مصداق اين مصرع است كه :
چه خوش بود كه بر آيد ز يك كرشمه دو كار
20. همنشيني با ملائكه مقرب خداوند همانند جبرائيل ، ميكائيل ، اسرافيل ، عزرائيل
كراما برره
21. همه از هم راضي و خشنودند .
راضيه مرضيه
22. بهشتيان به لقاء و ديدار پروردگار نائل مي شوند .
23.خدا بهشتيان را به حضور مي پذيرد .
اهل الجنه جيران الله
24. اجازه ي نظر افكندن به خداي تعالي داده مي شود .
الا ربهم ناظره
25. از سوي خدا خطاب مي رسد كه بياييد و در جمع و كنار من قرار گيريد .
عند الملك المقتدر
سعدي شيرازي به زيبايي هر چه تمام تر در قالب يك بيت به اين نكته اشاره نمود :
رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند بنـگر كه تا چه حـد است مقـام آدميت
26. بهشتيان به هم كلامي با خدا مي رسند . به عبارت ديگر كليم الله مي شوند .[1]
ادامه ی آيات
هل جزاءالاحسان الااحسان { فباي الاء ربكما
تكذبان {و من دونهما جنتان { فباي الاء ربكما تكذبان { مدها متان{ فباي الاء ربكما تكذبان {فيهما عينان نضاختان { فباي الاء ربكما
تكذبان {
آيا پاداش نيكويي و احسان جز نيكويي و احسان است ؟ { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟{ و جز آن دو بهشت دو بهشت ديگر است { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟{ كه درختان آن دو بهشت در منتهاي سبزي و خرمي است . { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟{ در آن دو بهشت ديگر هم دو
چشمه ي آب گوارا مي جوشد { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟{
بررسی تاثیر جنسیت دنیوی در حیات اخروی
مطالعه ي دقيق آيات قرآن نشان مي دهد كه ضابطه ي حتمي و تغيير ناپذير ثواب و عقاب
( ايمان و عمل صالح ) است و جنسيت كمترين تاثيري در اين زمينه ندارد . نه مرد بودن شرط ورود به بهشت است و نه زن بودن مانع بهشتي شدن است . حتي مذكر بودن يا مونث نبودن كمترين اولويتي در دستيابي به سعادت اخروي محسوب نمي شود . به زبان دقيق تر در زمينه ي دستيابي به سعادت جاويد ، عدالت به معناي تساوي مطلق بر انديشه ي اسلامي حاكم است . زن و مرد در امكان خوشبختي و معاد روحاني كمترين تفاوتي با هم ندارند . ضابطه ي جاري و معيار عمومي ( حسن فعلي و حسن فاعلي ) است . مراد از حسن فعلي ارتكاب عمل صالح و كردار نيكو است و مراد از حسن فاعلي ايمان و باور به خداوند و آخرت است .
آيات صفحه بعد تساوي زن و مرد را در حيات اخروي و عدم تاثير جنسيت دنيوي در قيامت را اثبات مي كند :
سوره غافر آيه40 : هر كس ناپسندي مرتكب شود ، جز به مانند آن جزا نيابد و هر كس كار شايسته انجام دهد اعم از مرد يا زن و مومن باشد ، آنانند كه وارد بهشت مي شوند و در آن جا بي حساب روزي مي يابند .
سوره توبه آيه 72 :خداوند به مردان مومن و زنان مومن وعده ي بوستان هايي را داده است كه جويباران از فرودست آن جاري است كه جاودانه در آنند .
سوره نحل آيه 97 : هر كس از مرد و زن كه كار نيك كند و مومن باشد به زندگاني پاك و پسنديده اي زنده اش مي داريم و بهتر از آن چه كرده اند پاداششان را مي پردازيم .
سوره فتح آيات 5 و 6 :تا سرانجام مردان مومن و زنان مومن را به بوستان هايي كه جويباران از فرودست آن جاري است در آورند كه جاودانه در آن جا هستند . سيئاتشان را از ايشان بزدايد و اين نزد خداوند رستگاري بزرگي است و تا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرك و زنان مشرك را كه در باره خداوند بد انديشند ، عذاب كند ، گردش بد روزگار بر آنان باد و خداوند بر آنان خشم گرفته و لعنت آورده و براي ايشان دوزخ را آماده ساخته است و بد سرانجامي است .
نتايجي كه بر آيات فوق و ساير آيات مرتبط ( مانند حديد آيات 12 و 13 ، احزاب آيه 25 و ... ) مترتب است به قرار زير مي باشد .
كيفر كردار ناپسند بيش از آن نيست . اما پاداش كردار پسنديده ، افزون بر آن است .
شرط رستگاري علاوه بر كردار پسنديده ، ايمان است ، ايمان به خدا و روز جزا
محاسبه ي اعمال آدميان به عدالت صورت مي گيرد و به اندازه ي زره ي ناچيزي به كسي ستم روا نمي رود .
خداوند از سيئات و لغزش هاي صاحبان ايمان در مي گذرد .
در وصول به بهشت روزي بي حساب ، تحصيل رضوان الهي كه برتر از بهشت اوست ، حيات طيبه ، بخشش از سيئات و لغزش ها ، برخورداري از نور الهي در ظلمات قيامت و مغفرت و اجر الهي بين زنان مومن و مردان مومن هيچ تفاوتي نيست .
در برخورداري از عذاب ، غضب الهي و جهنم بين زنان منافق و مشرك با مردان منافق و مشرك هيچ فرقي نيست .
در ثواب و عقاب اخروي عدالت به معناي تساوي بين زنان و مردان برقرار است و جنسيت دنيوي كمترين دخالتي در معاد ندارد . زن و مرد همانند يكديگر از زاويه ايمان و عمل
صالح محاسبه مي شوند . همانند يكديگر مشمول رحمت و غفران و بخشش مي گردند . همانند يكديگر مستوجب عذاب مي شوند . همانند هم برخورداري از رستگاري و سعادت ، نور و بهشت رضوان و حيات طيبه مي گردند .
تمثيل زيبايی از پروردگار
ذكر ياقوت و مرجان در مورد حوريان بهشتي تمثيلي زيبا از خداوند است . زيرا ياقوت به سرخي و صفا و درخشندگي معروف و مرجان به سفيدي و زيبايي شهره و كنار هم گرفتن اين دو و آميزش
رنگ ها به هم بسيار و زيبا و چشمگير است .
1- زنان بهشتي ، هم عفيف و پاكدامن هستند .
2- زنان بهشتي ، باكره و دست نخورده اند .
3- زنان بهشتي ، لطيف و زيبا هستند .
4- بهشتيان داراي تمايل جنسي مي باشند .
5- جن نيز داراي غريزه ي جنسي است .
6- تمايل انسان به پاكي ، بكارت و زيبايي همسر ، خواسته اي اصيل است نه تمايلي تلقيني و
زاييده ي فرهنگ و محيط
7- زنان بهشتي غير از همسران بهشتيان در دنيا مي باشند .
اول عفت زن و بعد زيبايي او[1]صفات همنشينان بهشتی(حور عين)
1- ابكارند دوشيزه و دست نخورده
2- فعال ، محرك و طواف اند دائما به دور حبيب خود چرخانند .
3- از همنشين پذيرايي مي كنند .
4- استقبال كننده و خوش آمد گويند .
5- مغني هستند . آواز خوانند .
آواز آن ها تحميد ، تسبيح ، تهليل و تقديس است .
6- سقايت مي كنند .
شراب طهوري كه از ساقي اصلي ( خدا ) گرفته اند و زائل كننده غم و شادي فزاست ، در چهار ظرف صحاف ( قدح ) – اكباب ( تنگ ) – اباريق ( گلاب پاش ) – آئينه ( جام ) كه جنس آن ها از نقره ، طلا و شيشه است به بهشتيان تعارف مي كنند .
7-
پلاكي بر سينه ي خود دارند كه نوشته : انت حبيبي و انا حوراء
8- گردنبند ياقوت و دستبند طلا دارند .
9- تردند.
10- مخلد و جاودانند .
11- پاكيزه و تميز و مطهرند .
12- به قول فيض كاشاني : 70 حوله بر دوش دارند از نورها و رنگ هاي مختلف
13- پلك چشم كوتاه دارند .
14- خوش صورت و خوش سيرتند .
15- چشم گير و دلربا
16- به تعداد نيكي ها از اين ها به مومن مي دهند .
17- مانند ياقوت و مرجانند .
18- مانند لولو مكنون هستند . ( مرواريد در نيامده )
19- مانند بيض مكنون هستند . ( مانند تخم شترمرغ لطيف و زيبايند .)
20- مانند لولو منثورند . ( پراكنده و زياد )[1]
همسران بهشتی
يكي از نعمت هايي كه خداوند به بهشتيان اعطا فرموده ، همسران شوهر دوست بهشتي است كه خصوصياتي را دارا مي باشند .
خداوند ما به ازاي درجات هشتگانه ي بهشتي كه عبارتند از :
1- دارالسلام 2- دارالمتقين 3- جنت الخلد 4- جنت عدن
5- جنت الماوا 6- جنت النعيم 7- جنت العاليه 8- جنت الفردوس
نام هاي هشتگانه اي براي اين همسران بهشتي برگزيده است :
الف - ازواج مطهره همسراني پاك و زيبا
ب- حور موجود سيمين تن
ج- حور عين موجود سيمين تن چشم سياه
به گونه اي كه سياهي چشم كامل و سفيدي چشم كامل است و خمار و بيمار ناميده مي شود و چشم خمار و بيمار بسيار در اشعار شعرا به كار رفته است .
من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
د – قاصرات الطرف پلك كوتاه چشم
ه- مقصورات في الخيام منحصر به همنشين خود هستند
و- خيرات حسان نيك صورتان نيك سيرت
ز- غلمان تركه اي ، نورس ، نوجوان
ح-ولدان نورس و حالت ولدان بودنش را حفظ كرده[1]
جايگاه ميوه در شعر پارسی
اهميت ميوه ها به عنوان نعمت پروردگار در همه ي جايگاه ها نمود دارد و اين مساله در شعر شيرين فارسي نيز ديده مي شود . شاعران زبر دست در قالب ابياتي نغز و زيبا به وجوه مختلف ميوه ها پرداخته اند كه به شعرهاي يكي از شعرا كه جنبه ي طنز نيز دارد اشاره مي گردد :[1]
نـقـل تـر بهتـرين محـافل توت است
در چشم شكم نگار خوشگل توت است
درمـان دل و دواي روده تـوت اســت
يعني پدر هزار مسـهل تـوت اســت
شاتوت :
شاتوت كه هم غذا و هم قوت مرا
بهتـر ز هـزار جـعبه كـمپوت مرا
خواهـم همه دم دچار صفرا باشم
تـا از پـس هم دهند شاتوت مرا
خيار :
كـاكـل به سـر خيـار نيكوست مكن
اين گل كه شكفته بر سر اوست مكن
اين سيـد سـبز پوش را پوست مكن
اي دوسـت لبـاس از تن دوست مكن
هشدار كه ميوه هاي كالك نخوري هر گوجه ي ترش و زالزالك نخوري
گرمك بخور و زتاب گرما به هراس گرما خوردت اگر كه گرمك نخوري
انجير :
انـجيـر كـه از دوري رويـش كـسلم با مهر رخش سرشته شد آب و گلم
اين ميوه كه بي دانه ي او خوبتر است دامي است كه بي دانه كند صيد دلم
ميوه های در دسترس
كلمه (جنا) به معناي ميوه ي رسيده اي است كه وقت چيدنش شده باشد و كلمه ي ( دان ) ( در اصل داني ) بوده ، اسم فاعل از مصدر ( دنو ) با ضمه دال و نون و تشديد واو است كه به معناي نزديكي است .
پس داني يعني نزديك و معناي جمله اين است كه ميوه هاي چيدني درختان بهشتي نزديك و در دسترس است .[1]
تکيه گاه بهشتيان
كلمه ي ( فرش ) به ضمه فاء وراء جمع فواش است و كلمه ي ( بطائن ) جمع بطانه است كه معني باطن و جوف هر چيز است ، در مقابل آن ظهائر جمع ظهاره است كه به معناي ظاهر و سطح بيروني آن است . ( لذا آستر جامه را بطانه و رويه ي آن را ظهاره مي گويند . )[1]
كم اهميت ترين جنس هاي آن جهان پر ارزش ترين جنس اين جهان است . اكنون بايد فكر كرد كه متاع پر ارزش آن چگونه است .
قدر مسلم اين است كه مواهب الهي در سراي ديگر چيزي نيست كه در الفاظ ما بگنجد و يا حتي قدرت تصور آن را داشته باشيم . تنها شبحي از دور در لابلاي اين گونه آيات پر معني براي ما تجلي
مي كند .[2]
بحث لغوی
1-
2- يك نوع ميوه ي تابستاني ، يك نوع ميوه ي زمستاني
3- يك نوع كوچك ، يك نوع بزرگ
4- يكي خشك و يكي تر
لازم به ذكر است هيچ يك از تفاسير فوق دليل روشني ندارد ، اين اندازه مسلم است كه
ميوه هاي بهشتي كاملا متنوع و گوناگونند و هر كدام از ديگري بهتر و جالب ترند .[1]
حضرت علامه در اين زمينه مي فرمايند :
يعني در آن دو بهشت از هر ميوه اي دو زوج هست و منظور از دو زوج دو صنف است و بعضي از مفسرين در باره ي اين دو صنف ميوه گفته اند يك صنف از آن ميوه هايي است كه آن را مي شناسند . چون آن ها را در دنيا ديده بودند و صنف ديگري هست كه را نمي شناسند . چون در دنيا نبوده و نديده بودند ، بعضي ديگر وجوهي گفته اند . ولي در خود آيه ي شريفه هيچ دليلي بر هيچ يك از آن وجوه نيست .[2]
ادامه آيات
فيهما من كل فاكهه زوجان { فباي الاء ربكما
تكذبان {متكئين علي فرش بطائنها من استبرق و جني الجنتين دان { فباي الاء ربكما تكذبان { فيهن قاصرات الطرف لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان{ فباي الاء ربكما تكذبان {كانهن الياقوت و المرجان { فباي الاء ربكما تكذبان {
در آن دو بهشت از هر ميوه اي دو نوع است { الا اي جن و انس كدامين
نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟ { در حالتي كه بهشتيان بر بسترهايي كه حرير و استبرق آستر آن هاست تكيه زده اند و ميوه ي درختانش در همان تكيه گاه در دسترس است .{ الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟ { در آن بهشت ها زنان زيباي باحيايي است و دست هيچ كس پيش از آن ها بدان زنان نرسيده { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار مي كنيد ؟ { آن زنان حوري گويي ياقوت و مرجانند { الا اي جن و انس كدامين نعمت هاي پروردگارتان را انكار
مي كنيد ؟ {
پاداشهای مادی ومعنوی بهشت
بقره 25 :
اسكان در باغ هايي كه از زير درختانش نهرهايي جاري است .
هر زمان كه ميوه اي اراده كنند خواهند يافت .
ميوه هايي كه براي آن ها مي آورند همه از نظر خوبي و زيبايي به مانند يكديگرند .
بقره 214 :
نه ترسي بر آن هاست .
نه غمگين مي شوند .
آل عمران 133:
وسعت بهشت آسمان ها و زمين است و براي پرهيزكاران آماده شده .
آل عمران 136 :
انعام 127 :
خشنودي خدا از آن ها و خشنودي آن ها از خدا ( معنوي )
رستگاري بزرگ ( معنوي )
اعراف 19 :
مسكن امن و امان نزد پروردگار
نساء 122 :
توبه 72 :
رحمتي از ناحيه ي پروردگار و رضايت بخش ( معنوي )
هود 23 :
تاريكي و ذلت آن ها را نمي پوشاند .
رعد 35 :
فرشتگان از هر دري بر آن ها وارد مي گردند.
ابراهيم 23 :
كهف 117 :
با دستبندهايي از طلا آراسته مي شوند .
لباسي سبز از حرير نازك و ضخيم بر تن مي كنند .
بر تخت ها تكيه دارند .
هرگز گفتار لغو و بيهوده نمي شنوند.
جز سلام سخني در آن جا نيست .
روزي آنان در بهشت مقدر است .
يس 56 :
به نعمت هاي خدا مشغول و مسرورند .
زخرف 71 :
ورود به بهشت همراه با همسران در نهايت شادماني
احقاف 14 :
تزويج حورعين
نهرهايي كه بد بو نشده اند / نهرهايي از شير كه طعم آن دگرگون نشده/ نهرهايي كه مايه ي لذت نوشندگان است / نهرهايي از عسل مصفا
قمر 54 :
جام هايي پر از شراب طهور
الرحمن 56 :
تكيه بر فرش هايي با آسترهايي از ديبا و ابريشم
الرحمن 62 :
زناني كه جز به همسران خود عشق نمي ورزند و كسي با آن ها تماس نگرفته اند
الرحمن 72 :
الرحمن 76 :
حورياني كه در خيمه هاي بهشتي مستورند .
واقعه 12 :
تكيه بر تخت هايي كه با بهترين و زيباترين پارچه هاي سبز رنگ پوشانده اند .
واقعه 25 :
پذيرايي با شراب طهور و توسط قدهها و كوزه ها و جام هايي از نهر هاي جاري بهشتي
شرايط بهشتی شدن
ايمان و انجام كارهاي شايسته
بقره 214 :
تسليم خدا بودن
نيكوكاري
موفقيت در آزمايش هاي الهي
مائده 65 :
به پاي داشتن نماز
پرداخت زكات
ايمان به رسولان الهي
كمك به همنوعان با ارائه ي قرض الحسنه
راستگويي
آل عمران 185 :
مجاهدت در راه خدا
صابر بودن به مفهوم واقعي آن
نساء 13 :
پرهيز از پروردگار
نساء 57 :
اطاعت از خدا و پيامبر او
اعراف 43 :
عمل صالح
مريم 63 :
توبه واقعي از اعمال زشت و گناهان
رحمن 48 :
خداترسي
درخت
درخت محبوب دنیا وآخرت
اگر در فرهنگ ملل مختلف نشانه و دوستي ، صلح ، دانش ، تقدس و ... بوده و هست ، در باورهاي آئيني ، ديني و ملي ما ايرانيان نيز درخت از ديرباز از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است .
موارد ذيل نمونه هايي از اهميت درخت در جهان خاكي است :
درخت نماد دوستی بین کشورها
درخت ون ( زبان گنجشك ) كه امروزه در زمين سفارت فرانسه كاشته مي شود نماد همبستگي و دوستي در ملت فرانسه و آمريكا و نشانه سپاس گذاري ملت فرانسه از مردم آمريكاست
درخت نماد مذهبی
در دين مسيح نيز درخت از قداست خاص برخوردار بوده و هست . در كتاب مقدس انجيل بارها از درخت حيات ، درخت دانش و غيره ياد شده است . درخت ابراهيم در نزديكي هبرون فلسطين كه ياد اجداد گذشته و ابراهيم را در اذهان زنده نگه مي دارد . اين درخت بلوطي است به نام Quercus Calliprions كه در حال حاضر فقط بخشي از آن باقي مانده است .
در 12 اگوست مراسم درختكاري در شينتوشرين و معبد بودائيان در حومه ي هيروشيما انجام مي شود . در اين مراسم مذهبي درخت را به روش سنتي ژاپني ها مي كارند . در اطراف نهال دو سنگ بزرگ را فرو مي كنند و معتقدند اين سنگ ها آب را مهار و جمع آوري مي كنند .
مي گويند حضرت بودا در زير درخت انجير معابد Ficus Religiosa متولد شد و در زير آن روانش از آفتاب حقيقت ، نيرو گرفت .
درخت سمبل فرهنگ
( مقدونيه ) بر منع تخريب درختان سرو سفارش شده است .
نقوش برجسته و تصاوير به دست آمده از تمدن هاي آشوريان و مصريان مبين آن است كه درختان جايگاه و منزلگاه خدايان بوده اند .
درخت انار به عنوان سمبل ازدواج ، عشق ، آفريدن و باربري منسوب به (هدا) الهه قدرت و ثروت بوده است .
آتنه الهه ي دانا يي و صنعت به بشردرخت زيتون هديه نموده است .
درخت بلوط و درخت سيب منسوب به ( آپلون ) خداي نور و بيد ، گردو ، مورد و سدر منسوب به ( آرتميس ) الهه نجابت و شكار بوده اند .
در ميتولوژي آلمان درخت زيزفون به ( فري) الهه نگهبان عشق و ازدواج تعلق داشت .
در ايران از درختاني كه بسيار مورد احترام ايرانيان بوده مي توان از درخت چنار نام برد . نمونه اي از اين احترام ، چنارهاي مقدس در چهار گوشه ايران را مي توان نام برد .
در كتاب سفر نامه شاردن و سايرين ، از درختان نارون و شمشاد نيز به عنوان درختان مقدس و همين طور از درختان سرو و زيتون كه هميشه سبز هستند به عنوان درختان بهشتي نام برده شده
است .[1]
